clear

سفرنامه تور جنگل دیورش مورخ 1398/03/15

1 هفته 3 روز گذشته - 6 روز 2 ساعت گذشته #2193 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور جنگل دیورش
مورخ:1398/03/15
راهنما:امیر گوهرشناس

درست خرداد به نیمه راه رسیده و تا آخر بهار چیزی نمونده، با تعدادی از همسفران البرزمن قصد داریم تا به یکی از مناطق زیبای شمال کشور سفر کنیم و از این طبیعت زیبا لذت ببریم.طبق روال اکثر سفرها، حرکت سحرگاه انجام میشه و همسفران خوب و پرانرژی یکی یکی به محل قرار میایند تا با کامل شدن جمعمان حرکت کنیم. ساعت 5 حرکت ما از جاده قزوین به سمت گیلان آغاز شد. با اینکه روزهای گرمی رو پشت سر میزاریم اما کماکان شبهای نسبتا خنکی رو پشت سر میزاریم. قبل از قزوین برای صرف صبحانه توقف کردیم. بعد از صبحانه با انرژی بسیار سوار ماشین شدیم تا یک سفر پر خاطره رو شاهد باشیم. رسم شیرین سفر آشنا شدن همسفران با یکدیگر هست ودوستان ما با گفتن اسم و رسم و شغل خود، با هم آشنا میشدند و چه بسا ارتباطات کاری در این آشنا شدنها اتفاق میافتد. مسیر رو پیش میرفتیم و زمان با خوش و بش های دوستان میگذشت. مسیر بسیار خوب و خلوت بود تا زمانی که از شهر های مختلف گذشتیم و به منجیل رسیدیم. ابتدای تعطیلات خرداد هست و حجم زیاد مسافرتها باعث ترافیکهای شدید میشود. با ترافیک بسیار شدید در منجیل روبرو شدیم. 1 ساعت ، 2 ساعت، 3 ساعت ... ساعتها میگذشت و ما همچنان در منجیل متوقف بودیم. اما انرژی و همیاری بسیار عالی همسفران باعث نمیشد تا این ترافیک حس وحال خوب ما را دگرگون کند. بالاخره بعد از 4 ساعت در ترافیک منجیل و رودبار ماندن ، از آن رهایی یافتیم و از رودبار خارج شدیم، مسیر ما بسمت توتکابن ادامه دارد، به آنجا رفتیم و مینی بوس های محلی برای رساندن ما به روستا منتظرمان بودند. سوار آنها شدیم تا بقیه راه با بنز برویم. جاده های روستایی حال و هوای خودش رو داره، حدود 30 دقیقه بعد به محل مورد نظر رسیدیم تا بعد از پیاده شدن از ماشین راه را از میان باغات و رودخانه پیش بگیریم.






. روز از نیمه گذشته و گرمای هوا اذیت کننده شده بود، برای پیاده روی آماده شدیم و از کوچه های خاکی روستا گذر کردیم تا به رودخانه انتهای روستا رسیدیم، وارد رودخانه شدیم، حجم آب زیاد نبود و با احتیاط میشد از مسیر آن پیش رفت، همسفران پرانرژی ما ، همراهان همیشگی البرزمن، اینجا هم همراهیشان را نشان دادند و با وارد شدن به آب و گذر کردن از مسیر رودخانه خاطرات خوبی را ساختند، هوا گرم بود و این آب خنک دمای بدنمان را پایین آورد.




پیمایش مسیر رودخانه برای چند نفر از دوستان کمی سخت بود اما به کمک و یاری دیگر دوستان این سختی مانع نشد تا برنامه به مشکل برخورد کند.
حدود نیم ساعت را از رودخانه پیش رفتیم تا به جایی رسیدیم که از رود خارج شدیم و بقیه مسیر را باید از داخل جنگل میرفتیم، تعطیلات هست و مردم زیادی تصمیم گرفتند که این روزها را در طبیعت باشند، هر چه جلوتر میرفتیم از جمعیت مردم کمتر میشد و از سروصدای انها کمتر میشد.




ساعتی را در جنگل پیش رفتیم تا به محوطه باز رسیدیم که مناسب نشستن، استراحت کردن بود و چشمه ی آبی هم نزدیک آن بود. آنجا اتراق کردیم ، همسفران ما خسته بودند و هر کدام در گوشه ای سریع نشستند و برای خوردن نهار آماده شدند. من با کمک چند نفر از دوستان آتش را هم به پا کردیم، کمتر از یکساعت بعد با تعدادی از دوستان آماده شدیم تا به سمت غار دیورش حرکت کنیم.


بقیه دوستان همان جا ماندند و ما هم وسایلمان را در کنار دوستان گذاشتیم و سبک به سمت غار حرکت کردیم، فاصله ما تا غاز حدود 20 دقیقه بود. به غار رسیدیم، دمای غارها تقریبا در طول سال یکسان است و در این روز گرم دمای داخل غار بسیار خنک بود که وارد شدن سریع حتی ممکن است باعث سرما خوردن ما شود.




چند متری به داخل رفتیم و مابقی مسیر پر از آب بود و گذر از آن نیاز به تجهیزات خاص غواصی غار داشت، دقایقی داخل غار بودیم و پس از گرفتن چند عکس یادگاری غار را ترک کردیم تا پیش دوستانمان برگردیم، همان مسیری را که آمده بودیم ، برگشتیم تا به محل اتراقمان رسیدیم. چای ذغالی آماده بود، چای را نوشیدیم و وسایلمان را برای برگشتن و ترک کردن جنگل جمع کردیم، مسیری را که آمده بودیم برگشتیم، تا نیمه راه آمدیم و مسیر ما از راهی که آمده بودیم تغییر کرد و از راه دیگری به سمت روستا پیش رفتیم. ساعات روشنی روز نسبتا زیادست و این مسئله باعث میشه تا هوا دیرتاریک بشه، حدود ساعت 6:30 بود که به روستا رسیدیم، مینی بوسها هم منتظرمان بودند.سوار مینی بوسها شدیم تا به مرکب اصلی خودمان که اتوبوس هست برسیم. زمانی گذشت تا به توتکابن رسیدیم. سوار اتوبوس شدیم تا راهی جاده شویم. مسیر برگشت کاملا خلوت بود و نهایت سرعت مجاز به سمت کرج حرکت کردیم، ساعاتی در راه بودیم و این زمان را سرگرمی های بین راه سپری شد و خاطره خوش سفر یک روزه به جنگل دیورش با همسفران خوب البرزمن برای ما به یادگار ماند .
ساعت 11:20 دقیقه بود که به محل حرکت صبح رسیدیم و با خداحافظی از همسفران تا سفر بعدی سفر یکروزه ما به پایان رسید.
اما بر اساس شعار همیشگی البرز من؛ سفر پایان ندارد...
با تشکر از همکار خوبم مونا حق نژاد
با سپاس
امیر گوهرشناس مقدم

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.202 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum