clear

سفرنامه تور کویر ابوزیدآباد و شهر زیرزمینی نوش آباد مورخ 1398/11/18

  • raga
  • نویسنده مطلب
  • آفلاین
  • مدیر بخش
  • مدیر بخش
  • با هم به شنیدن موسیقی طبیعت بنشینیم
بیشتر
8 ماه 1 هفته گذشته - 8 ماه 1 هفته گذشته #2413 توسط raga
raga ایجاد شده در موضوع: سفرنامه تور کویر ابوزیدآباد و شهر زیرزمینی نوش آباد مورخ 1398/11/18
سفرنامه تور کویر ابوزیدآباد و شهر زیرزمینی نوش آباد
مورخ: 1398/11/18
راهنما: آرمان الهوئی نظری



خدایا شروع سخن نام توست
وجودم به هر لحظه آرام توست

بارها و بارها دیده‌‌ام كه آدم ها درباره میزان مسافتی كه در یك روز یا در یک هفته طی كرده‌اند صحبت‌كنند، اما به ندرت دیده‌ام كه آنها از آنچه طی مسافت‌ها دیده‌اندحرف بزنند. (لوییز آمور)
هرکس یکبار به کویر سفر کند افسون کویر تا پایان عمر او را رها نخواهد کرد...

ساعت حدود پنج صبح همسفران به ما ملحق شدند و سفر خودمون رو به سمت یکی از شهرهای تاریخی ایران شروع کردیم...
پس از استراحتی کوتاه صبحانه لذیذی میل کردیم و در مسیر بیشتر باهم آشنا شدیم همینطور که به انتهای معارفه نزدیک میشدیم به مقصد اولمون، نوش آباد و شهر زیرزمینی اويی با قدمتی حدود هزار و پانصد ساله نزدیک شدیم، شهری که با راهرو های کوتاه و باریک در سه طبقه به منظور پناه از حملات دشمنان بنا شده بود و تا دوران قاجار نیز مورد استفاده قرار میگرفت...


همراه با هم از این شهر بازدید کوتاهی داشتیم و در بافت شهر هم قدمی زدیم وکمی عرقیجات و ظروف مسی خریدیم و به سمت اقامتگاه خانواده قربانی در روستای کاغذ به راه افتادیم و در طول مسیر همراه بنده، خانوم حوریه قاسمی توضیحات تکمیلی رو درمورد شهر نوش آباد به همسفران دادند...


خانواده قربانی ناهاری خوشمزه برای ما تدارک دیده بودند، با خوردن ناهار و دمنوشی آرامش بخش مسیر خودمون رو به کویرابوزید ادامه دادیم و طولی نکشید که به کویر رسیدیم...












همراه با همسفران کمی پس از آفرود و شتر سواری برای بیشتر لذت بردن دلی به کویرزدیم و به محیطی آرومتر رسیدیم و شروع به یار کشی برای طناب کشی کردیم که این مسابقه با برد گروه خانوم ها همراه بود ...


همینطور که به غروب نزدیک میشدیم هوا کمی سردتر شد و به سمت اتوبوس به راه افتادیم، در کاشان عصرانه ای دلچسب با چای و نسکافه نوش جان کردیم و انرژی که داشتیم دوچندان شد...
درمسیر برگشت هم با هنرمندی دوستان و اجرای خوبشون در صحنه و رقابت تنگاتنگ میان شرکت کنندگان، آقا علیرضا با رای اکثریت حضار برنده رقابت دابسمش شدند...
همینطور که داشتیم در مسیر برگشت با شادی هیجان و مسابقات میگذرونیدم متوجه گذر زمان نشدیم و تا به خودمون آمدیم دیدم که نزدیک کرج هستیم با اینکه دل کندن از این گروه پر هیجان خیلی سخته ولی چاره ای جز جدایی نداشتیم و فقط آرزو میکنیم که در سفرهای بعدی بتونیم تک تک شون رو در کنار خودمون ببینیم و یک روز پر انرژی دیگه رو در کنار هم بسازیم...

پس به امید فردایی بهتر همه شما خوبان رو به خداوند منان میسپارم...

سفر پایان ندارد...

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
آخرين ويرايش: 8 ماه 1 هفته گذشته توسط raga.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.