*** کاربران گرامی سایت در حال بروز رسانی می باشد ، احتمال دارد صفحاتی دچار مشکل فنی شود که در حال بروز رسانی و تغییرات در سایت هستیم از صبوری و تحمل این اشکالات از شما سپاس گذاریم *** 

× تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 96

file سفرنامه تور لاله واژگون کوهرنگ مورخ 7 الی96/2/8

2 ماه 3 هفته قبل - 2 ماه 3 هفته قبل #1689 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور لاله واژگون کوهرنگ
مورخ 7 الی96/2/8
راهنما: پویا ملاحسنی



یک ماه از بهار که میگذره دامن کوهستان زاگرس رنگارنگ میشه. پر میشه از گل های رنگارنگ بهاری پر از گیاهان و بوته های پر از خاصیت... ولی یک گل هست که وقتی سر از خاک درمیاره کوهستان رو به آشوب می کشه...
گلی که اندوه هزاره های دور اساطیر ایران سرش رو خمیده کرده...
اشک می ریزه و به یاد سیاوش مظلوم شاهنامه و یاد تمام سیاوش های ایران رو برای ما زنده نگه می داره...

مثل همیشه اردیبهشت ماه فرصت دیدن این زیبا رویان رو نباید از دست داد . با همسفران البرزمن راهی چهارمحال بختیاری شدیم تا با لاله های واژگون دیدار تازه کنیم.
پنجشنبه صبح با تاخیر سفر ما آغاز شد. بعد از صبحانه ای کامل و هیجان انگیز وقت معارفه بود تا با همسفرها بیشتر آشنا بشیم. معارفه با خنده و پانتومیم گذشت و در این حین از نطنز و اصفهان و نجف آباد و تیران گذشتیم.
هوا غبار آلود بود و منظره سد زاینده رود در شهر چادگان از دور پیدا بود. خیلی زود رودخانه ی زندگی بخش زاینده رود هم پیدایش شد و خوشحال و خرامان و خروشان در جریان بود. با شتاب در حال طی کردن دره بود تا به دلداده اش در باتلاق گاوخونی و تپه های شنی سحرانگیز کویر ورزنه برسه، بدون اینکه بدونه سرنوشت هراس انگیزی در انتظارشه و تونل ها و سدها و هزار انشعاب بی پایان قبل از رسیدن به اصفهان راهش رو سد کردن و خیلی زود جانش رو خواهند گرفت.
به چشمه دیمه رسیدیم. سبز بود و شلوغ ...






روی چمن بساط ناهار رو پهن کردیم و همسفرها حسابی به من و فرشید لطف کردند و حسابی دلی از عزا در آوردیم... به سمت چشمه رفتیم و این سرچشمه زاینده رود رو به نظاره نشستیم. آب بی نهایت زلال که از کف زمین می جوشید و شن ها رو به رقص درمی آورد صحنه جالب و خاصی بود...



باد و بارون تگرگ به سرعت از راه رسیدند و خوشبختانه ما زودتر ار اون ها سوار اتوبوس شده بودیم. به سمت دشت لاله ها حرکت کردیم. باد و بارون تموم شده بود و انگار فقط برای این اومده بودن تا هوا رو برای دیدن لاله ها صاف و زیباتر کنند.
به دشت زدیم و لاله ها رو دیدیم... زیبا و خجالتی ...









در مسیر رفتن به هتل هم با ساز و دهل هم نوا شدیم و با عشایر عکسی به یادگاری گرفتیم.



شب رو در هتل خوب و زیبای کینو سپری کردیم و فردا صبح بعضی از همسفرها با فرشید راهی طبیعت شدند تا کمی پیاده روی و ورزش کنند...



صبحانه رو که خوردیم به سمت آبشار شیخ علی خان رفتیم. مثل همیشه پر آب و پر ابهت بود.



زاگرس و کوهستان زرد کوه بختیاری هم یک دست سفیدپوش از دور خودنمایی می کردند.
سوار نیسان شدیم تا از غار یخی بازدید کنیم. مسیر نیسان سواری زیبا بود و گون ها روی دامنه کوهستان خودنمایی می کردند. دره ها پر برف بودند و آب از هر گوشه ای روان بود...







بالاخره به دره ای رسیدیم که غار یخی در آن بود و باید به آب می زدیم تا از دهانه غار بازدید کنیم. دو تا از همسفرها بی مهابا به آب زدند که شدت آب تعادل علی رو به هم زد و حسابی خیسش کرد...
خلاصه چندتایی از همسفرها موفق به عبور از آب شدند و بعد از گذر از برف به دهانه غار رسیدیم. البته دهانه اصلی بالاتر بود که به علت آب زیاد نمی شد نزدیکش شد.






باز هم نیسان سواری کردیم تا به اتوبوس رسیدیم و همسفرها تا توانستند تره کوهی و بن قرمز و هر آنچه که در کوه بود رو خریدند.



تونل کوهرنگ رو هم بازدید کردیم که کمی وحشت ناک و وهم انگیز بود.
بعد از ناهار هم برای خرید سوغات توقفی داشتیم و عسل و کشک و کرفس کوهی و کره و... خریدیم و با خیال راحت راهی دیار خودمان استان البرز شدیم.
بازی و خنده شوخی هم که مثل همیشه راه رو برای ما کوتاه کرد و شب هنگام بود که جلوی میعادگاه همیشگی دفتر البرزمن توقف کردیم و سفری دیگر به پایان رسید.
همسفر شدن با همسفرهای با صفا و مهربان و فرهیخته این سفر رو برای همیشه ماندگار کرد.
به امید دیدار شما در سفرهای بی پایان البرزمن ...

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
آخرين ويرايش: 2 ماه 3 هفته قبل توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن.
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: کتایون

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
Top