clear

سفرنامه تور جنگل سی سنگان و دریاچه آویدر مورخ 1398/07/11

1 هفته 4 روز گذشته - 1 هفته 2 روز گذشته #2298 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور جنگل سی سنگان و دریاچه آویدر
مورخ: 1398/07/11
راهنما: آرمان الهویی نظری


به نام آنکه جان را زندگی داد
طبیعت را به جان پایندگی داد
...
بوی باران،بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابری سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست...
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
(فریدون مشیری)

پنجشنبه ای از ماه مهر رو قرار بر این گذاشتیم که جای خوابیدن در رختخواب به گشت و گذار بگذرونیم و چه جایی بهتر از ساحل دریا کاسپین ، از همین رو با اشتیاق فراوان کوله به پشت به استقبال همراهان خود در این سفر پر ماجرا آمدم..
با رسیدن آقای غلامحسین کاپیتان اسلامی شیپور حرکت رو به صدا در آوردند و به سمت جاده پر خاطره چالوس راه افتادیم.. پس از کمی استراحت کردند و لذت بردن از مناظر جاده به محل صبحانه رسیدیم و در کنار هم از صبحانه خوشمزه در هوای خنک پاییزی با یک لیوان چای داغ لذت بردیم...
با گذشت از پیچ و خم جاده دریا نمایان شد اما ما قصد داشتیم که به یکی از زیباترین ساحل های منطقه قدم بگذاریم، کمی تحمل کردیم تا به ساحل سیسنگان رسیدیم...


با همراهان به ساحل پا گذاشتیم، و کمی بیشتر با یکدیگر آشنا شدیم و در مورد منطقه ای که در آن قدم میزدیم بیشتر مطلع شدیم..در ساحل امکانات فراوانی برای سرگرمی قرار داشت از همین رو زمانی به همسفران دادیم تا به اختیار خود از هر امکاناتی که در مجموعه هست بتوانند به اختیار استفاده کنند...
به اسب سواری، قدم زدن در کنار ساحل ، قایق سواری،شاتل و آببازی میتونم اشاره کنم که دوستان در کنار ساحل از این امکانات استفاده کردند و کلی لذت بردند...
وقت ناهار فرا رسید و به همراه هم به رستورانی در دل جنگل سیسنگان قدم گذاشتیم با منظره ای زیبا و آلاچیق هایی در محوطه، ناهاری خوشمزه نوش جان کردیم و به دریاچه آویدر، سد خاکی که امروزه یک منطقه گردشگردی قوی رو تشکیل داده به عنوان آخرین هدف قدم گذاشتیم...




تعدادی ازدوستان در کنار دریاچه لذت میبردند و تعدادی همراه من به دل جنگل زدیم تا کمی متفاوت تر تجربه کنیم، همینطور که در بافت جنگل قدم میزدیم با هم بیشتر در مورد درختان و محیط صحبت میکردیم و هنگامی به نقطه ی سکوت جنگل رسیدیم تصمیم گرفتیم از آوا جنگل لذت ببریم و چه چیزی بهتر از اینکه کسی همراهتون باشه تا در همین هنگام سکوت حرکات ریلکس کردن عضلات هم به ما یاد بده، آقا بابک یک تجربه جدیدی به ما آموخت که در کنار لذت بردن از محیط میتونیم درون خودمون رو هم آروم کنیم...




با اینکه دوست نداشتیم از جنگل دل بکنیم ولی وقت رفتن فرا رسیده بود و به همراه هم به دیگر دوستان ملحق شدیم و خانوم حوریه قاسمی هم آبجوشی از مجموعه تهیه کردند و در کنار هم عصرانه ای در کنار دریاچه نوش جان کردیم... و به سمت کرج حرکت کردیم...
در مرزن آباد توقف کردیم تا کمی سوغاتی بگیریم و در برگشت همینطور که داشتیم مسابقات و بازی های متعدد انجام میدادیم متوجه طول مسیر نشدیم وتا به خودمون آمدیم دیدم که نزدیک کرج هستیم...
در پایان روز جا داره از همکار عزیزم در این سفر خانم حوریه قاسمی تشکر کنم...
برای همه شما خوبان در درجه اول سلامتی آرزو میکنم و شما رو تا سفر های بعد به خداوند منان می سپارم
به امید دیدار مجدد شما خوبان
...
به پایان آمد این دفتر
حکایت همچنان با البرزمن باقیست...

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.127 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum